منزوی و فتحی هم از استقلال رفتنی شدند

دانلود آهنگ فکرشم نکن از محمد علیزاده با کیفیت بالا و متن
منزوی و فتحی هم از استقلال رفتنی شدند
منزوی و فتحی هم از استقلال رفتنی شدند
مثنوی معنوي دفتر پنجم
٨٧٤ TorbatJam.com
اوستادان آودآان را م ىزنند آن ادب سنگ سيه را آى آنند
هيچ گويى سنگ را فردا بيا ور نيايى من دهم بد را سزا
هيچ عاقل مر آلوخى را زند هيچ با سنگى عتابى آس آند
در خرد جبر از قدر رسواتر است ز انكه جبرى حس خود را منكر است
منكر حس نيست آن مرد قدر فعل حق حسى نباشد اى پسر
منكر فعل خداوند جليل هست در انكار مدلول دلي ل
آن بگويد دود هست و نار نى نور شمعى بى ز شمعى روشنى
وين همى بيند معين نار را نيست مى گويد پى انكار را
جامه اش سوزد بگويد نار نيست جامه اش دوزد بگويد تار نيس ت
پس تفسطط آمد اين دعوى جبر لا جرم بدتر بود زين رو ز گبر
گبر گويد هست عالم نيست رب يا ربى گويد آه نبود مستح ب
اين همى گويد جهان خود نيست هيچ هست سوفسطايى اندر پيچ پيچ
جمله ى عالم مقر در اختيار امر و نهى اين بيار و آن ميار
او همى گويد آه امر و نهى لاست اختيارى نيست اين جمله خطاس ت
حس را حيوان مقر است اى رفيق ليك ادراك دليل آمد دقيق
ز انكه محسوس است ما را اختيار خوب مى آيد بر او تكليف آار
درك وجدانى چون اختيار و اضطرار و خشم و اصطبار و سيرى و ناهار به جاى حس است آه زرد از
سرخ بداند و فرق آند و خرد از بزرگ و تلخ از شيرين و مشك از سرگين و درشت از نرم به حس مس و
گرم از سرد و سوزان از شير گرم و تر از خشك و مس ديوار از مس درخت، پس منكر وجدانى منكر حس
باشد و زياده آه وجدانى از حس ظاهر تر است زيرا حس را توان بستن و منع آردن از احساس و بستن راه
و مدخل وجدانيات را ممكن نيست، و العاقل يكفيه الاشار ه
درك وجدانى به جاى حس بود هر دو در يك جدول اى عم مى رود
نغز مى آيد بر او آن يا مكن امر و نهى و ماجراها و سخن
اين آه فردا اين آنم يا آن آنم اين دليل اختيار است اى صن م

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *